آیا پدر می تواند فرزند خود را از ارث محروم کند؟ راهنمای جامع
آیا پدر میتواند فرزند خود را از ارث محروم کند
بسیاری از افراد در جامعه با این پرسش مواجه می شوند که آیا پدر یا مادر می تواند فرزند خود را از ارث محروم کند؟ پاسخ کوتاه به این پرسش خیر است؛ بر اساس قوانین و مقررات حقوقی و شرعی ایران، محروم کردن مستقیم فرزند از ارث امکان پذیر نیست و هرگونه وصیت یا سندی در این خصوص باطل است. با این حال، درک ابعاد مختلف این موضوع، نیازمند آگاهی از مبانی قانونی و همچنین شناخت راه هایی است که افراد می توانند در زمان حیات خود، برای مدیریت و انتقال اموالشان به کار گیرند که نتیجه ای مشابه با محرومیت از ارث برای برخی وراث داشته باشد، اما از نظر حقوقی کاملاً متفاوت است.
این باور که والدین می توانند با یک وصیت نامه ساده، فرزندی را به طور کلی از ارث محروم کنند، یکی از تصورات غلط رایج در جامعه ایران است. قوانین ارث در ایران، ریشه در فقه اسلامی دارند و ساختاری مشخص و غیرقابل تغییر را برای تقسیم اموال متوفی بین ورثه قانونی او تعیین کرده اند. هدف این مقاله، بررسی دقیق و جامع این موضوع، تبیین مبانی قانونی آن، و روشن ساختن مسیرهای صحیح حقوقی برای مدیریت اموال در زمان حیات است تا خوانندگان بتوانند با دیدی باز و اطلاعاتی دقیق، با این مسئله مهم برخورد کنند. آشنایی با این قوانین به افراد کمک می کند تا از سردرگمی ها و اختلافات احتمالی در آینده پیشگیری کرده و تصمیماتی آگاهانه بگیرند.
عدم امکان محرومیت مستقیم از ارث در قانون ایران
در نظام حقوقی ایران، همان طور که پیشتر اشاره شد، اصل بر این است که هیچ فردی نمی تواند وارث قانونی خود را به طور مستقیم از ارث محروم کند. این قاعده، ستون فقرات قوانین ارث در کشور محسوب می شود و ریشه در آموزه های فقهی و مواد قانونی مشخصی دارد. هنگامی که فردی فوت می کند، اموال او بر اساس قواعدی از پیش تعیین شده و به نسبت های مشخص، بین وراث او تقسیم می شود. این تقسیم، خارج از اراده و وصیت متوفی است، مگر در چارچوب های خاص و محدودی که قانون اجازه داده است.
مبانی قانونی عدم امکان محرومیت
قانون مدنی ایران به صراحت این اصل را بیان می کند. ماده ۸۷۳ قانون مدنی می گوید: «اشخاصی که به موجب نسب ارث می برند سه طبقه اند: طبقه اول: پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد. طبقه دوم: اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن ها. طبقه سوم: اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آن ها.» و در ادامه، ماده ۸۷۲ قانون مدنی مقرر می دارد: «مالیات و دیون و حقوق و واجبات متوفی و همچنین هزینه های کفن و دفن و سایر هزینه هایی که به موجب قانون لازم است از ترکه برداشته می شود، پس از برداشت و ادای آنها باقیمانده ترکه بین وراث تقسیم خواهد شد.» این مواد و مواد مرتبط دیگر، نشان می دهند که سهم الارث هر وارث، پس از فوت مورث، به صورت قهری (اجباری و غیرارادی) و طبق قانون به او می رسد و اراده مورث در سلب کلی این حق، اثری ندارد.
مفهوم وصیت به حرمان
یکی از اصطلاحاتی که در این بحث زیاد به گوش می رسد، وصیت به حرمان است. وصیت به حرمان به این معناست که فردی در وصیت نامه خود قید کند که یکی از وراث یا تمامی آن ها از ارث محروم شوند. از نظر حقوقی، چنین وصیتی باطل و بی اعتبار است. علت بطلان این است که قوانین ارث، قواعدی آمری و از نظم عمومی جامعه هستند و اشخاص نمی توانند با اراده خود، این قواعد را تغییر دهند. بنابراین، اگر پدری در وصیت نامه خود بنویسد که فرزندش از ارث محروم است، این بخش از وصیت نامه هیچ ارزش قانونی ندارد و پس از فوت پدر، فرزند می تواند سهم الارث قانونی خود را مطالبه کند.
تفاوت وصیت به حرمان با وصیت تملیکی (وصیت تا یک سوم) از اهمیت بالایی برخوردار است. در وصیت به حرمان، هدف سلب حق ارث بری است که باطل است، اما در وصیت تملیکی، فرد می تواند تا یک سوم اموال خود را برای بعد از فوت به هر کسی (چه وارث و چه غیروارث) وصیت کند. این وصیت تا سقف یک سوم نافذ است و به ارث بردن سایر وراث لطمه ای نمی زند، بلکه صرفاً بخشی از اموال را قبل از تقسیم ارث، از ترکه خارج می کند.
مهم است بدانیم که سهم الارث هر وارث (اعم از دختر، پسر، همسر و …) طبق قانون مدنی و فقه اسلامی مشخص شده است و امکان تغییر این سهم به دلخواه مورث وجود ندارد. به عنوان مثال، در شرایط معمول، سهم ارث پسر دو برابر سهم ارث دختر تعیین شده و این نسبت با وصیت یا اراده پدر قابل تغییر نیست.
آیا پدر می تواند فرزند را از ارث محروم کند؟ پاسخ تفصیلی
با توجه به اصول کلی مطرح شده، پاسخ صریح به این سوال این است که پدر نمی تواند به طور مستقیم فرزند خود را از ارث محروم کند. این یک اصل بنیادی در قانون ارث ایران است که ریشه در آموزه های دینی و حقوقی دارد. قانون، برای حمایت از حقوق وراث و جلوگیری از تضییع حقوق آن ها، تقسیم ارث را خارج از اراده مطلق مورث قرار داده است. تصورات غلط رایج در جامعه، مانند اعتبار داشتن یک دست نوشته مبنی بر محرومیت از ارث، فاقد هرگونه وجاهت قانونی است. بسیاری از افراد بر این باورند که با نگارش متنی ساده یا اظهار شفاهی، می توانند فرزند خود را از حق ارث بری محروم سازند، اما این عقاید از نظر حقوقی کاملاً بی اعتبار هستند و پس از فوت مورث، وراث قانونی می توانند برای دریافت سهم خود اقدام کنند.
محدودیت های قانونی در مورد محرومیت از ارث، ضامن این موضوع است که هیچ فرزندی، حتی اگر ارتباط خوبی با والدین خود نداشته باشد، به طور کلی از حق طبیعی خود برای ارث بری محروم نشود. این حمایت قانونی به نوعی تضمین کننده حداقل حقوق مادی وراث است.
اما این بدان معنا نیست که والدین هیچ اختیاری در مورد اموال خود در زمان حیاتشان ندارند. در ادامه به تفصیل بررسی خواهد شد که چه راهکارهای قانونی دیگری وجود دارد که پدر (و مادر) در زمان حیات خود می توانند برای مدیریت و انتقال اموالشان به کار گیرند. این راهکارها، اگرچه به معنای محرومیت مستقیم از ارث نیستند، اما می توانند منجر به این شوند که پس از فوت مورث، اموالی برای تقسیم بین وراث (یا بین تمامی وراث) باقی نمانده باشد.
آیا مادر می تواند فرزندان خود را از ارث محروم کند؟ پاسخ تفصیلی
حکمی که در مورد پدر و محرومیت فرزند از ارث بیان شد، به طور کامل در مورد مادر نیز صدق می کند. قانون مدنی ایران در این زمینه تفاوتی بین پدر و مادر قائل نیست و هیچ یک از آن ها نمی توانند فرزندان خود را به طور مستقیم از ارث محروم کنند. ماده ۸۷۳ قانون مدنی که به آن اشاره شد، به طور کلی به عدم امکان محرومیت وراث از ارث توسط مورث اشاره دارد و این قاعده شامل پدر و مادر به یکسان می شود. بنابراین، اگر مادری نیز در وصیت نامه خود یا به هر شکل دیگری، فرزندی را از ارث محروم کند، این اقدام از نظر قانونی باطل و بی اثر خواهد بود.
هدف قانون گذار در این زمینه، ایجاد یکپارچگی و عدالت در توزیع ارث بین وراث نسبی است. ارث بری، یک حق قهری و غیرقابل سلب است که با فوت مورث به وراث تعلق می گیرد و اراده فرد در زمان حیات، نمی تواند این حق را به طور کلی زایل کند. بنابراین، تمامی تصورات غلطی که در مورد قدرت مادر برای محروم کردن فرزند از ارث وجود دارد، مانند تصور در مورد پدر، از نظر حقوقی بی اساس هستند. مادر نیز، درست مانند پدر، تنها می تواند در زمان حیات خود از طرق قانونی موجود، اموال خود را مدیریت و منتقل کند تا پس از فوت، اموالی برای تقسیم بین وراث (یا بخشی از وراث) باقی نماند. این مدیریت اموال، همان طور که خواهیم دید، با مفهوم محرومیت از ارث تفاوت بنیادین دارد و کاملاً در چارچوب قانون صورت می گیرد.
ارث چیست و ورثه چه کسانی هستند؟ مفاهیم پایه
برای درک عمیق تر موضوع محرومیت از ارث، لازم است ابتدا با مفاهیم پایه ای ارث و وراث آشنا شویم. ارث به کلیه اموال، حقوق مالی و دیونی گفته می شود که پس از فوت یک شخص (مورث) از او به جای می ماند و به اشخاصی که قانون آن ها را وارث می شناسد (ورثه)، منتقل می شود. به این مجموعه از اموال و دیون، اصطلاحاً ترکه نیز گفته می شود. ترکه شامل هر نوع مال منقول و غیرمنقول، مطالبات و حتی دیون و بدهی های متوفی است که پس از کسر هزینه های ضروری (مانند کفن و دفن) و پرداخت دیون، خالص آن بین وراث تقسیم می گردد.
طبقات ارث در قانون مدنی
قانون مدنی ایران، وراث را بر اساس رابطه خویشاوندی با متوفی، به سه طبقه اصلی تقسیم کرده است. این طبقات، به صورت سلسله مراتبی عمل می کنند؛ یعنی تا زمانی که یک نفر از طبقه اول زنده باشد، نوبت به طبقه دوم نمی رسد و الی آخر.
بر اساس ماده ۸۶۲ قانون مدنی، اشخاصی که به موجب نسب ارث می برند، سه طبقه اند:
- طبقه اول: پدر، مادر، اولاد (فرزندان) و اولادِ اولاد (نوه ها).
- طبقه دوم: اجداد (پدر و مادربزرگ)، برادر و خواهر و اولاد آن ها.
- طبقه سوم: اعمام (عمو و عمه)، عمات (عمو و عمه)، اخوال (دایی و دایی زاده)، خالات (خاله و خاله زاده) و اولاد آن ها.
علاوه بر این سه طبقه، همسر متوفی (زوج یا زوجه) نیز در کنار هر یک از این طبقات، سهم الارث خاص خود را می برد که به آن ارث به سبب زوجیت گفته می شود. سهم الارث همسر، بسته به وجود فرزند یا نبود فرزند برای متوفی و جنسیت متوفی، متفاوت است. لازم به ذکر است که ارث بری همسر، فقط در ازدواج دائم محقق می شود و در ازدواج موقت (صیغه)، زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند، مگر اینکه در ضمن عقد شرط شده باشد که این شرط نیز خلاف موازین شرعی و قانونی است و اعتبار ندارد. اما اگر فرزندی از ازدواج موقت متولد شود، از پدر و مادر خود ارث می برد.
تفاوت سهم الارث بین ورثه
در قانون مدنی ایران و فقه اسلامی، سهم الارث بین فرزندان پسر و دختر متفاوت است. به طور کلی، سهم فرزند پسر دو برابر سهم فرزند دختر است. این تفاوت در سایر روابط خویشاوندی نیز با نسبت های مشخصی وجود دارد. این نسبت ها، از قواعد ثابت ارث هستند و اراده مورث نمی تواند آن ها را تغییر دهد. شناخت این طبقات و نسبت ها، به افراد کمک می کند تا درک بهتری از نحوه تقسیم اموال پس از فوت یک فرد داشته باشند و متوجه شوند که چرا محرومیت مستقیم از ارث، در چارچوب قانون ایران جایی ندارد.
قوانین ارث در ایران، با ریشه ای عمیق در فقه اسلامی، به گونه ای تنظیم شده اند که تقسیم اموال پس از فوت مورث، از یک قاعده مشخص و عادلانه پیروی کند و اراده مورث در سلب کلی حق ارث، اثری ندارد.
مواردی که وراث به طور قانونی/شرعی از ارث محروم می شوند (موانع ارث)
همان طور که گفته شد، مورث نمی تواند به اراده خود، وارثی را از ارث محروم کند. اما قانون گذار و شرع، در شرایط استثنایی خاصی، وراث را به دلیل اقدامات یا وضعیت های خاص، از ارث بری محروم می کنند. این موارد، موانع قانونی یا شرعی ارث نامیده می شوند و به هیچ عنوان به اراده و خواست متوفی بستگی ندارند. بلکه این قانون و شرع هستند که در این شرایط، حکم به عدم ارث بری می دهند.
قتل مورث
یکی از مهم ترین موانع ارث، قتل مورث توسط وارث است. ماده ۸۸۰ قانون مدنی می گوید: «هرگاه کسی مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می شود…» این حکم برای جلوگیری از طمع کاری و سوءاستفاده افراد از حق ارث بری وضع شده است. اگر وارث به منظور تصاحب سریع تر اموال یا به هر دلیل دیگری، مرتکب قتل عمد مورث خود شود، علاوه بر مجازات های کیفری، از ارث او نیز محروم خواهد شد. در واقع، قانون با این حکم، هرگونه انگیزه مادی برای ارتکاب چنین جنایتی را از بین می برد. البته لازم به ذکر است که قتل غیرعمد، مانند قتل ناشی از تصادف، مانع ارث نیست.
کفر وارث
کفر یکی از موانع شرعی و قانونی ارث در ایران است که در ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی به آن اشاره شده است: «کافر از مسلم ارث نمی برد و اگر در بین ورثه متوفای کافری، مسلم باشد، وارث مسلمان، تمام ترکه را می برد اگرچه از طبقات و درجات مؤخر باشد.» این بدان معناست که اگر متوفی مسلمان باشد، وارث کافر او ارث نمی برد. اما برعکس، اگر متوفی کافر باشد و در بین وراث او حتی یک نفر مسلمان وجود داشته باشد، همان وارث مسلمان، تمام ارث را می برد و سایر وراث کافر محروم می شوند. این قاعده بر اساس فقه اسلامی استوار است.
فرزند ولد زنا (نامشروع)
ماده ۸۸۴ قانون مدنی صراحتاً بیان می کند: «ولدالزنا از پدر و مادر و اقوام آن ها ارث نمی برد، لیکن اگر حرمت رابطه ای که طفل از آن متولد شده است، ثابت نشود، طفل مزبور وارث است.» فرزند متولد شده از رابطه نامشروع (زنا)، از نظر قانون و شرع، با پدر و مادر خود رابطه نسبی قانونی ندارد و به همین دلیل، از هیچ یک از آن ها ارث نمی برد. این حکم نیز برای جلوگیری از ترویج روابط نامشروع و حمایت از نهاد خانواده وضع شده است.
لعان (نفرین)
لعان یکی از موانع نادر ارث است که در ماده ۸۸۲ قانون مدنی به آن اشاره شده است. لعان به مراسمی شرعی گفته می شود که در آن، زن و شوهر در موارد خاصی (مانند اتهام زنا به همسر یا نفی نسب فرزند) یکدیگر را نزد حاکم شرع نفرین می کنند و چهار بار به دروغ بودن ادعای خود سوگند می خورند و در پنجمین بار، طرف مقابل را لعنت می کنند. پس از اجرای لعان، رابطه زوجیت برای همیشه قطع می شود و زن و مرد از یکدیگر ارث نمی برند. همچنین، اگر پدر به واسطه لعان، فرزندی را از خود نفی کند، دیگر نه پدر از فرزند ارث می برد و نه فرزند از پدر. البته اگر پدر از لعان خود رجوع کند، فرزند می تواند از پدر ارث ببرد، اما پدر همچنان از فرزند ارث نخواهد برد.
فوت وارث پیش از مورث
برای اینکه وارث بتواند از مورث ارث ببرد، شرط اساسی این است که وارث در زمان فوت مورث، زنده باشد. اگر وارث قبل از مورث فوت کند، دیگر هیچ سهمی از ارث نخواهد برد و بالطبع، فرزندان آن وارث نیز به طور مستقیم (به عنوان قائم مقام) از مورث اصلی ارث نمی برند. در چنین حالتی، نوبت به وارثان طبقات بعدی یا درجات بعدی در همان طبقه می رسد.
به عنوان مثال، فرض کنید محمود فرزندی به نام علی و علی فرزندی به نام رضا دارد. اگر علی (وارث طبقه اول) قبل از پدرش محمود فوت کند، رضا (نوه، اولاد اولاد) می تواند مستقیماً از محمود ارث ببرد. اما اگر علی (به عنوان تنها وارث طبقه اول) قبل از محمود فوت کرده و فرزند دیگری هم برای محمود نمانده باشد و رضا هم نداشته باشد، نوبت به طبقات بعدی وراث محمود می رسد.
موارد ناخالصی مثل مالیات بر ارث
مواردی مانند مالیات بر ارث، گرچه بخشی از ترکه را کاهش می دهند، اما به معنای محرومیت از ارث نیستند. مالیات بر ارث، یک هزینه قانونی است که دولت بر اساس قانون مالیات های مستقیم، از ورثه دریافت می کند. این مبلغ، قبل از تقسیم ارث بین وراث، از کل ترکه کسر می شود و به دولت تعلق می گیرد. بنابراین، مالیات بر ارث، به نوعی کاهنده سهم الارث وراث است، نه محروم کننده آن ها از حق ارث بری.
راهکارهای قانونی برای مدیریت اموال در زمان حیات (جایگزین های محرومیت از ارث)
با وجود اینکه والدین نمی توانند فرزند خود را به طور مستقیم از ارث محروم کنند، اما این بدان معنا نیست که هیچ راهکاری برای مدیریت و انتقال اموال در زمان حیات وجود ندارد. این راهکارها محرومیت از ارث تلقی نمی شوند، بلکه مدیریت و انتقال اموال در زمان حیات هستند. فرد در زمان زنده بودن خود، مالک مطلق اموال خویش است و می تواند هرگونه دخل و تصرفی در آن انجام دهد، مشروط بر اینکه این تصرفات در چارچوب قانون باشد.
فروش اموال
یکی از ساده ترین و رایج ترین روش های مدیریت اموال، فروش آن ها در زمان حیات است. هر فرد می تواند تمام یا بخشی از اموال خود را به هر شخصی (چه وارث و چه غیروارث) بفروشد. در این صورت، با فروش مال، دیگر آن مال جزو ترکه متوفی محسوب نمی شود و بالطبع، وراث نیز از آن ارث نمی برند. پول حاصل از فروش نیز می تواند توسط فرد مصرف شود یا به روش های دیگری مدیریت گردد.
هبه (بخشش)
هبه یا بخشش، یکی دیگر از راه های انتقال اموال در زمان حیات است. فرد می تواند اموال خود را به صورت بلاعوض و به هر کسی که مایل باشد (مانند یک یا چند فرزند خاص یا حتی افراد غریبه و موسسات خیریه) ببخشد. هبه یک عقد است که برای تکمیل آن نیاز به قبض (تحویل گرفتن) مال موهوبه توسط متهب (کسی که به او بخشیده می شود) است. پس از هبه و قبض، مال از مالکیت فرد خارج شده و دیگر جزو ترکه او محسوب نمی شود.
صلح عمری
صلح عمری نوعی قرارداد صلح است که به موجب آن، فرد (مصالح) اموال خود را به دیگری (متصالح) منتقل می کند، اما شرط می کند که منافع آن مال تا پایان عمر خودش یا شخص ثالثی، در اختیار خودش باقی بماند. به عبارت دیگر، مالکیت به متصالح منتقل می شود، اما حق انتفاع (بهره برداری) از مال تا زمان حیات مصالح برای او محفوظ می ماند. این روش به ویژه برای والدینی که می خواهند اموال خود را به فرزندانشان منتقل کنند، اما همچنان از منافع آن در طول زندگی خود بهره مند شوند، بسیار کاربردی است. پس از فوت مصالح، ملک به طور کامل در اختیار متصالح قرار می گیرد و جزو ترکه متوفی محسوب نمی شود.
وصیت تا یک سوم (وصیت تملیکی)
ماده ۸۳۷ قانون مدنی اجازه می دهد که هر شخص، تا یک سوم اموال خود را برای بعد از فوت خود وصیت کند. این وصیت، به وصیت تملیکی معروف است. فرد می تواند این یک سوم را به هر کسی (چه وارث و چه غیروارث، و حتی به یک یا چند فرزند خاص) وصیت کند. این بخش از اموال، قبل از تقسیم ارث بین وراث قانونی، از ترکه جدا شده و مطابق وصیت عمل می شود. اگر وصیت بیش از یک سوم اموال باشد، بخش مازاد بر یک سوم، فقط در صورتی نافذ است که مورد رضایت وراث قرار گیرد. این روش می تواند به نوعی، سهم الارث برخی وراث را به طور غیرمستقیم تحت تأثیر قرار دهد، اما به معنای محرومیت کلی نیست.
مدیریت اموال در زمان حیات، از طریق فروش، هبه، صلح عمری یا وصیت تا یک سوم، راهکارهای قانونی هستند که به افراد اجازه می دهند درباره سرنوشت دارایی های خود تصمیم بگیرند و این با مفهوم محرومیت از ارث تفاوت اساسی دارد.
وقف اموال
وقف، یک عمل حقوقی و شرعی است که به موجب آن، فرد (واقف) عین مال خود را حبس (نگه می دارد) و منافع آن را در راه خدا یا امور خیریه یا برای مصارف خاصی اختصاص می دهد. با وقف مال، مالکیت آن از واقف خارج شده و به ملکیت عمومی یا مورد وقف در می آید و دیگر جزو ترکه متوفی محسوب نمی شود. این روش نیز می تواند راهی برای خارج کردن اموال از شمول ارث و اختصاص آن به اهداف مورد نظر واقف باشد. وقف می تواند به صورت خاص برای حمایت از برخی افراد یا عام برای امور خیریه باشد.
نکات مهم و جمع بندی
مسئله محروم کردن فرزند از ارث، همان طور که در این مقاله به تفصیل بررسی شد، یکی از موضوعات مهم و در عین حال پر ابهام در جامعه است. با آگاهی از مبانی حقوقی و شرعی، درمی یابیم که در نظام حقوقی ایران، امکان محروم کردن مستقیم و کلی وارث از ارث وجود ندارد. قانون مدنی، حق ارث بری را یک حق قهری و غیرقابل سلب می داند که با فوت مورث، به صورت خودکار برای وراث قانونی او ایجاد می شود. هرگونه وصیت یا اقدام با هدف سلب کلی این حق، از نظر قانونی باطل و بی اعتبار است.
با این حال، راهکارهای قانونی متعددی برای مدیریت اموال در زمان حیات وجود دارد که افراد می توانند از آن ها بهره مند شوند. این راهکارها شامل فروش اموال، هبه (بخشش)، صلح عمری، وصیت تملیکی تا یک سوم اموال و وقف است. تمامی این روش ها به فرد اجازه می دهند تا درباره سرنوشت دارایی های خود در طول زندگی اش تصمیم بگیرد و آن ها را به اشخاص مورد نظر خود منتقل کند، به نحوی که پس از فوت، آن اموال دیگر جزو ترکه نباشند و به تبع آن، برخی وراث یا تمامی وراث، از آن اموال سهمی نبرند. این تمایز بین محرومیت از ارث (که باطل است) و مدیریت اموال در زمان حیات (که قانونی و معتبر است) بسیار حائز اهمیت است.
پیچیدگی های حقوقی و ظرافت های خاصی که در هر یک از این روش ها وجود دارد، اهمیت مشاوره با وکیل متخصص را دوچندان می کند. شرایط خانوادگی و مالی هر فرد، منحصر به فرد است و بدون مشاوره حقوقی، ممکن است تصمیماتی گرفته شود که در آینده چالش ها یا اختلافات حقوقی ایجاد کند. بنابراین، برای هرگونه برنامه ریزی در خصوص اموال و آینده آن، به شدت توصیه می شود که با یک وکیل متخصص در امور ارث و وصیت مشورت شود تا از صحت و اعتبار اقدامات قانونی اطمینان حاصل گردد و از هرگونه سردرگمی و پیامدهای ناخواسته جلوگیری به عمل آید.